کدر کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ر کردن، رنگ کردن، اندودن، کثیف کردن، کمنور کردن، پوشاندن، حفاظ کشیدن کدر بودن
رنگ کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی گ کردن، رنگ زدن، نقاشی کردن، اندودن، لکه کردن، سفید کردن، لعاب زدن
پُرکردن (تکمیل کردن)فرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت (تکمیل کردن)، آکندن، انباشتن، فشردن، چپاندن، تپاندن، تجدید محتوا کردن فرو کردن، جادادن، تنگِ هم چیدن، پرکردن (گنجاندن) آب انداختن، آبیاریکردن، ریختن
کدرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ، حاجب، تیره، تار، مرده، غلیظ، اندود، گلآلود مات، نیمهشفاف کمنور کثیف شیری، شیریرنگ، ابری، مهی اُپیک
پریشانیآورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی آور، غمفزا، دلآزار، اندوهناک، حزنآور، شوکهکننده، جراحت آور دردآور، زجرآور ناشاد، غمآلود، غمناک، سوزناک، غمانگیز، اندوهبار، غمزده، مصی