انبارشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی نبارشده، انباشته، اندوخته، پُر، موجود، احتکارشده انباری، ذخیره، پستایی
انبار کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی انبار کردن، ذخیره کردن، اندوختن، جمع کردن، گنجاندن پستایی کردن کاشتن، تهیه کردن
جمع کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ] جمع کردن، جمع زدن، شمردن پیوستن، اضافه کردن، افزودن روی هم گذاشتن، انباشتن، اندوختن انباردن
علمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال انش، علوم طبیعی، علوم تجربی، علوم کاربردی تئوری، فرضیه، نظریه، تصور مبانی نظری اندوخته، تجربه، معلومات، اطلاعات، دانستنیها، دانستهها، مای