انتقامجوییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی نتقامجویی، کینهجویی، بدخواهی، تلافیجویی، عدم پذیرش، عدم سازش کینۀ شتری
انتقامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ام، تلافی، مجازات استیفای حقوق، قصاص، کینۀ قبیلهای کینه، بغض، غرض، حسادت
انتقام گرفتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی نتقام گرفتن، تلافی درآوردن، آشبرای کسی پختن (با یک وجب روغن روی آن)، کینه نشان دادن، کینهجویی کردن، تلافیکردن
انتقالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت انتقال، حمل، حرکت، انتقال اسبابکشی، اثاثکشی، نقلمکان عبور و مرور، گذر اعزام، ارسال▼ اخراج تحرکات، انتقالات، انتقال نیرو تحویل، انتقالملک
انتقالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام جابهجا کردن، منتقلکردن، حمل (انتقال)، نقل، تغییر محل، نقل مکان▲ حملونقل، باربری، ترابری عبورومرور، گذر اعزام، ارسال مخابره اخراج بستهبندی، با
دوپهلو صحبت کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن وپهلو صحبت کردن، کنایه گفتن، ایهامگویی کردن، کلیگویی کردن، کلیبافی کردن، زبانبازی کردن جناس ساختن، جناس گفتن، معنی داشتن سخنا
لکنت داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کنت داشتن، بالکنت سخت گفتن، شُل حرف زدن، جویده سخن گفتن، کشیده حرف زدن، بِر شدن اشتباه صرف کردن
کمحرف بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کمحرف بودن، کم گفتن، سخن نگفتن، چیزی نگفتن، جواب ندادن نظر ندادن، مخفی نگهداشتن، کتمان کردن بلافاصله وارد عمل شدن
نوشتافزارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ، لوازمالتحریر، مدادوکاغذ، مرکب، جوهر، قلم، پر، گچ، کاغذ دفتر، دفترچه، کلاسور، دفترصدبرگ، دفتریادداشت تختهسیاه، تخته
تابلوی نقاشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه نقاشی، پرده نقاشی، نقاشی، تصویر، نقاشی دیواری، مرقع طرح، عکس، رسم، پسزمینه، پلان، طرح کلی، خطوط اصلی، خطوط کلی، اسکلت