حُکمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ا، فرمان، دستور، امریه، فرمان ملوکانه، فرمایش، یاسا، قانون، منشور، تکلیف، فریضه اوامر، احکام آتش! تصمیم، رأی دادگاه امتیاز، جواز، پروان
حرامزادهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ، نامشروع، بینامونشان، بیپدرومادر، بیکسوکار، بیریشه، بیاصلونسب حرامزادگی بچۀ حرامزاده، ولدالزنا، زیربوته بهعمل آمده
ضعیففرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ف، بی رمق، زار، نزار، نحیف، سست، بیمارگونه، مسکین مانده، درمانده، افتاده، بیچاره، خوار و خفیف، افتان و خیزان ملایم، ظریف، نازک▼ بیعرضه، بیدستوپا،