اقتصادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اد، علم اقتصاد، تقسیمدرآمد فعالیت اقتصادی، بخش خصوصی، بخشدولتی عَرضه، تقاضا، نیاز اشتغال، کارآفرینی، سرمایهگذاری اقتصاد آزاد، اقتصاد متمرکز،
اقتدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام قتدار، قدرت سیاسی، فره، قدرت قانونی، اتوریته، ولایت رهبری، هژمونی، مدیریت، حاکمیت، حکمرانی▼ سلطنت، پادشاهی، امپراطوری، فرۀ ایزدی، ظل خد
اقتصادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اد، علم اقتصاد، تقسیمدرآمد فعالیت اقتصادی، بخش خصوصی، بخشدولتی عَرضه، تقاضا، نیاز اشتغال، کارآفرینی، سرمایهگذاری اقتصاد آزاد، اقتصاد متمرکز،
اقتدارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام قتدار، قدرت سیاسی، فره، قدرت قانونی، اتوریته، ولایت رهبری، هژمونی، مدیریت، حاکمیت، حکمرانی▼ سلطنت، پادشاهی، امپراطوری، فرۀ ایزدی، ظل خد
مصلحتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اقتضا، سیاست، صلاح، خِیر، صواب، علاج، چاره، درست، فایده، درمان مناسبت، وجود حق اقتضا، ضرورت، ایجاب، وجوب، جبر، لزوم، حاجت، احتیاج، نیاز، اجبا
مصلحت بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی بودن، مصلحت اقتضا کردن، صلاح بودن، شرایط ایجاب کردن، نتیجه دادن، ضروری بودن، اقتضا کردن، اقتضا داشتن، ایجاب کردن، نیاز داشتن آدم خود را شناخت
صرفهجویی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی صرفهجویی کردن، رعایت اقتصادراکردن، پسانداز کردن، اندوختن، اندوخته کردن