افسوسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رتا، کاش، کاشکی، دردا!، آوخ، بدا، اَسَفا، ای دلِ غافل!، ایکاش، متأسفانه، باتأسف و افسوس بدبختانه، معالأسف، معالتأسف
افسوسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رتا، کاش، کاشکی، دردا!، آوخ، بدا، اَسَفا، ای دلِ غافل!، ایکاش، متأسفانه، باتأسف و افسوس بدبختانه، معالأسف، معالتأسف
چاپلوسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات اپلوس، متملق، تملقگو، چربزبان، مجیزگو، فرصتطلب مداح، ستاینده، آدم چاپلوس، مفتخور، بادنجاندورقابچین، آدم تأییدکننده، آدم خوشرقص طفیلی، شخص
متأسف شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی تأسف بودن، افسوسخوردن، تأسف داشتن، پشیمان بودن، ابراز پشیمانی (ندامت) کردن، خود را نبخشیدن، سخت پشیمانشدن، انگشت گزیدن، زبان را گاز گرفتن، گ
درماندگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل رماندگی، عدم موفقیت، شکست▼، بدبیاری، افلاس، فلاکت استیصال، عجز، بیچارگی، واماندگی، فقدان انتخاب قصور، عجز، تنگدستی، فقر، ورشکستگی، عدم پرداخت،
فقرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ، بینوایی، ناداری، تنگدستی، احتیاج، نیازمندی، مضیقه، افلاس، تنگروزی، افتادگی، درماندگی، فلاکت، نداری، هیچی، عسرت، مسکنت گدایی، دریوزه، پرسه