اعتراضفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص تراض، نهی، نخواستن، تقاضای منفی، خواهش منفی، تقاضای عدم انجام کاری، بازداشتن نهی ازمنکر استیناف، درخواست پژوهش، تقاضای رحم، تجدیدنظر
اعتراض کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص ] اعتراض کردن، نخواستن، دم زدن قبیح شمردن، بد دانستن، اکراه داشتن، تقبیح کردن، محکوم کردن نهی کردن، بازداشتن، رأی کسی را زدن، علیهچی
اقرارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت اعتراف، اذعان، پذیرش، قبول اقاریر، اعترافات افشا اقرارنامه انتقادپذیری
آیین توبهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات شعائر توبه، اقراربهگناه، اعتراف، توبه، ریاضت، وضو، استحمام، وسیلۀ تنبیه اَحیا، دعای ندبه، دعای توسل، دعای کمیل، رازونیاز، گریه، گریهوزاری، شب
اقرار کردن (آوردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط دن (آوردن،دادن، داشتن)، اعتراف کردن، قبول کردن، پذیرفتن، پذیرا شدن تصدیق کردن زیر بار رفتن
افشافرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط افشا، بیپردهگویی، پردهدری، ارائه، اشاعه پردهبرداری، کشف، مکاشفه الهام، وحی، واقعه اعتراف، اقرار تخلیۀ اطلاعاتی، بازجویی
افشا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط فشا کردن، فاش کردن، پردهبرداشتن، ظاهر کردن، عریان کردن، برهنه کردن لو دادن، آفتابی کردن، افشای راز کردن، رسوا کردن، سرپوش از روی راز برداشتن،