اضطرارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ا، ایجاب، واجببودن، فقر، اجبار، بحران، ضرورت، نیاز▲، لزوم، جبر
نگران بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی بودن، اضطراب داشتن، نگرانشدن، آرزوی چیزی راکشیدن بد بهدل ِخودآوردن (راه دادن)
نگرانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی غصه، اندیشه، دلواپسی، باردل، هول، اضطراب، باک، زحمت، ناراحتی، آشوب آشفتگی، پریشانی
آشفتگیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم گی، اغتشاش، آشوب شلوغی آب گلآلود، دیوان بلخ، بازارِ شام، بازار مکّاره، آشفتهبازار، بازار مسگرها، آخرالزمان پاشیدگی، ریختگی خرتوپرت، بی فایده بودن
تلاطمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت تلاطم، حرکت نامنظم، آشفتگی، اختلال، تشنج تکان، دستانداز، لرزش، رعشه، لرزه، کف بیقراری، هیجان، تلاطمِ درون، خلجان، اضطراب، سرسام، رنج، ترس، جنون، خ