اضافهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت علاوه، افزودگی، بیشی، ترقی تورم، برآمدگی ضمیمه، الحاقی، متمم، اضافهبرسازمان، اضافی بهره، ارزش افزوده، افزایشسرمایه افزوده کردن، انباشت عمل ریاضی، ج
قضایای کانت: کمیت 26 - کیفیت(ماهیت) 5 - نسبت (اضافهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام ای کانت: کمیت 26 - کیفیت(ماهیت) 5 - نسبت (اضافه، رابطه) 9 - جهت (ماده، وجه) کمیت: وحدت 88 - کثرت 101 - کلیت 52 (عمومیت 079) کیفیت: ایج
اضافیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت مواد افزودنی، اضافه، ضمیمه، محصول جانبی، اضافه برسازمان کمیسیون، پاداش، اضافهکاری، بهرهوری، انعام، اکتساب هدیه تهیه آشغال، ضایعات، حشو، زائد بودن،
جمع کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ] جمع کردن، جمع زدن، شمردن پیوستن، اضافه کردن، افزودن روی هم گذاشتن، انباشتن، اندوختن انباردن
افزودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت اد کردن، بیشترکردن، اضافه کردن، بالا بردن، افزایش دادن، تکثیر کردن، تولید کردن، بار آوردن دوبرابر کردن، تکرار سه باره، مکرر کردن، تکرار کردن توسعه د
کار[یدی] کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه کردن، کار کردن، رنج بردن، بیل زدن، آفتاب خوردن، اضافه کار کردن، شغل داشتن، شاغل بودن، اشتغال داشتن رانندگی کردن
ازدستدادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] ازدستدادن، باختن، موفق نشدن ضرر کردن، زیان کردن (دیدن)، ازچیزی افتادن ورشکست شدن، پرداخت نکردن، اضافه برداشت کردن ضایع کردن، تلف کردن غارت
افزایش یافتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت ایش یافتن، افزونی یافتن(گرفتن)، ترقی کردن، رشد کردن، زیاد شدن، بالا آمدن، بالا رفتن، بهمال اضافه شدن بچه کردن، تکثیر شدن، میوه دادن، زادوولد کردن ا