پسندیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ، تأیید کردن، قبولداشتن، راضی بودن، پسند کردن، ترجیح دادن، اشکالی نیافتن، تحسین کردن، قدر چیزی رادانستن، گرامی داشتن، انتخاب کردن، دستچین کردن
مقصر دانستنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات نستن، اشکال گرفتن، عیبجویی کردن، ناگوار آمدن ِچیزی (کاری) برای (به) کسی، دعوا کردن، متهم ساختن
تصرفشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ده، غصبی، اشغالی، مسخَر، تسخیرشده مصادرهشده متصرفه، متصرفی بدون مجوز، غیرقانونی
اغتشاشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم شاش، اختلال، ایجاداغتشاش، تحریک، تشنجآفرینی، بههم ریختن، آشفته کردن، آشفتگی اشکال تراشی، کارشکنی، سابوتاژ، مداخله، مقاومت، ممانعت، منع گسیختگی، پاش
قابلفهم نبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن بلفهم نبودن، دشوار بودن، سختبودن، مشکل بودن، ناخوانا بودن، توضیح لازم داشتن، اشکال داشتن رمزی بودن، بهرمز نوشته بودن