عشقفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی محبت، مهر، حب، دوستی، دلبستگی، علاقه، میل(اشتیاق)، وفا، وفاداری دلدادگی، شور، اشتیاق، احساسات گرم هواداری، تعلق، وداد عشق مادرانه، عشق ا
آدم بدشانسفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل تیرهروزان، بدبختان، اشقیا، بدبخت▼، مصیبتزده، بازیچۀ سرنوشت، بازنده، مرئوس، آدم فقیر
بیرحمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی وت، سنگدل، سفاک، قسیالقلب، آدمکش، جلاد، ازخدابیخبر، غدار، خونسرد، مصمم، سختگیر، خونخوار، ستمگر، ظالم، ضد بشر، انتقامجو اشقیا، سنگدل
رحم کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ن، تحمل کردن، ابقاکردن، مدارا کردن، ملاحظه کردن، سخت نگرفتن
ثابت بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر ثابت بودن، ثبات داشتن، ماندن، پاینده بودن، دوام داشتن ازجاتکان نخوردن، جم نخوردن، ایستادن ابقاشدن، دروضع قبلی باقی ماندن ابدی بودن
تداوم بخشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر م بخشیدن، نگهداشتن، زندهنگهداشتن وزن چیزی را تحمل کردن، تقویتکردن، نگاه داشتن نگهداری کردن، ابقا کردن، حفظ کردن طول دادن، کشدادن، طولانی کردن ◄ طول