بدکارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ] بدکار، شریر، [ شرارت934]، جلاد، دژخیم، شمر، آدم پست، فاسد، خرابکار، چیز ممانعتکننده، ویرانگر اشرار، بدکاران، تبهکاران مجازاتکننده
شرارتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات رت، تبهکاری، شرّ، گناهکاری، شیطانی بودن، دیوخویی، خطاکاری، بیعدالتی ضعف اخلاقی، انحراف شیطنت، بدذاتی، بدجنسی، فضولی، آشوبگری، بیعفتی، نادرستی
دفع بدنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت دنی، تراوش، ادرار، تخلیۀروده استفراغ، تهوع، دلآشوبی، اُق(عُق)، قی، انقلاب، حالت دلبههمخوردگی و استفراغ آروغ، بادگلو سکسکه، عطسه، سرفه، آب دهان،