سوختفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ب، ذغال، نفت، نفتسفید، نفت کوره، گاز، گاز طبیعی مایعشده، بنزین، زغالسنگ، اورانیوم، استیلن، اِتان سوخت فسیلی، هستهای، طبیعی، خورشیدی
اتومبیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت اشین، خودرو، اُتُل، استیشن، وَن، وانت، کامیون، باری اتومبیل سواری، اسپرت، کورسی، مسابقهای، مدلبالا دیزل ◄ صفات خودرو▼ اجزای اتومبیل▼
سَبْکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه سَبْک، سبک ادبی، روش، سیاق، بافت استیل، طرز، آیین، ◄ راه، رفتار، مهارت، برنامه سبک خراسانی، عراقی، هندی، ادبیات رومانت
آماده شدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی آماده شدن، عزم کردن، پیشقدمشدن، آستین بالا زدن (کردن)، مبادرت کردن حاضر شدن▼ آغاز کردن برنامهریزی کردن، ازپیش تعیین کردن، حفاظت کردن، انتظار