استادبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ودن، خبره بودن، تبحر داشتن، درکارخود استادبودن، خوب یاد گرفتن، یادگرفتن تجربه داشتن، مجرب بودن، راهوچاه را دانستن، شگرد کاررا دانستن، دان
ارجاعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه اع، احاله رجوع، مراجعه، عطف، استناد، نقل قول مرجع ارجاع کار، تفویض اختیار ارباب رجوع، متقاضی
اِِسنادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ِسناد، نسبت، نسبت دادن، منسوب کردن، عطف، استناد، ارجاع مبنا، دلیل، چرایی خاستگاه حق بهحقداردادن صفت نسبی
اثباتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال اثبات، استدلال، نشان دادن، تأیید، احراز استناد، مدرک حقیقت انکارناپذیر، حقیقت دلیل، گواه، نشانه، دلالت ایقان، قطعیت رسیدگی، تحقیق، آزمایش
مدرکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال مدرک، سند، مدارک، حقایق، اطلاعات اُفته، رویه، مورد، حُکم پیشین دلایل، مبانی، اظهارات شفاهی، اقاریر، اطلاع، شهادت▼ دلیل، حجت، آیت، آیه، اثبا
استادبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ودن، خبره بودن، تبحر داشتن، درکارخود استادبودن، خوب یاد گرفتن، یادگرفتن تجربه داشتن، مجرب بودن، راهوچاه را دانستن، شگرد کاررا دانستن، دان