استقرارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ستقرار، کاشت، جادهی، گذاشتن، چیدمان، لیآوت اسکان، اُطراق(اتراق)، اقامت، اشغال تعیین محل زندگی، تبعید، اسکان مهاجرت، کوچ، سکونت، منزلگیری، سکنا
تعاقبفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم تعاقب، توالی▼، جانشینی، اعقاب تعاقب زمانی ◄ تأخر [در زمان] تداوم و استمرار، ادامه، تداوم در عمل، دوام تعقیب، پیگیری دنبال، دنباله، عقبه، عقب دنباله،
تداومفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم وم، تسلسل، تکرار، استمرار، پیوستگی، توالی، ترتیب، ممارست یکنواختی، همگنی همیشگی بودن، ابدیت افزایش جریان، روند، گرایش عادت دایرهای بودن، دَوَران ترت
تداوم داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم اوم داشتن، تسلسل داشتن، لاینقطع ادامه داشتن، استمرار داشتن، درپی آمدن، صف بستن، ازپی آمدن ادامه پیدا کردن، ادامه یافتن، برقرار بودن، دنبال شدن، قطع ن
عدم تداومفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نظم عدم تداوم، گسیختگی، ناپیوستگی، عدم استمرار، توقف مکث، ایست، فاصله، درنگ نوسان، تناوب تصادف، بینظمی وقفه، انقطاع، بازگسیختگی، قطع، مداخله پرانتز، داس
ثباتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تغییر یندگی، دوام، تداوم، دیرگذری، بقا، استمرار، ماندگاری، استقامت، تعادل، موازنه، ثبوت، پایداری جاودانگی، ابدیت چیز ثابت مقاومت، استحکام