استمدادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی لتجا، استعانت، دادخواهی، پناه بردن، پناه جستن، پناهجویی، طلب حمایت، نجات خواستن فریاد استمداد، کمک!▼
استعدادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ستعداد، قابلیت، پتانسیل، آمادگی، مستعد بودن، توانایی حساسیت، آسیبپذیری، ضعف احتمال، توانایی، شایستگی، بالقوه بودن، نهان بودن، عامل بالقوه، ذخیره، ا
استعدادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه توانایی فطری، نعمت خداداد، ذوق، نبوغ، قریحه، تخیل لیاقت، شایستگی، کفایت، قابلیت، صلاحیت، ارزش، سزاواری، اهلیت، مدیریت، مهارت▲ استعدادهای د
استبدادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام مت مطلق، حکومتظلم، ستمگری، رژیم پلیسی، استالینیسم، توتالیتاریسم، اقتدارگرایی، اولیگارشی، ستمشاهی، سختگیری خفقان، اختناق، انقیاد ظلم،
استردادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی رداد، اعاده، برقراری، ابقا، برگشت، بازگشت، ارجاع، احیا بازخرید، آزادسازی استیفای حقوق، اثبات حقانیت، اعادۀ حیثیت، رفع اتهام، حمایت بازیافت ج
التجافرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ناه بردن، پناهجویی، طلب حمایت، پناه جستن، پناه گرفتن، استمداد استظهار، پشتگرمی، اطمینان
خطابکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه خطابکننده، تهنیتآمیز، افتتاحی، استمدادی، معترضه موعظهآمیز، اخطارآمیز، مشورتکننده
کمکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) کمک، یاری، مدد، مساعدت، امداد فریادرسی، دادرسی، دستگیری، احسان، نیکخواهی همدستی، یاوری، همیاری، معاونت، همکاری، بخشش، احسان، اع
استعدادفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه توانایی فطری، نعمت خداداد، ذوق، نبوغ، قریحه، تخیل لیاقت، شایستگی، کفایت، قابلیت، صلاحیت، ارزش، سزاواری، اهلیت، مدیریت، مهارت▲ استعدادهای د
زورفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ظلم، استبداد، دیکتاتوری، خفقان، اختناق، تحدید، اتوکراسی توان تحکم، اجبار، خشونت، شدت سلطه، انقیاد اجحاف، بیداد، بیعدالتی، تجاوز، تطاول