استحمامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ام، آبتنی، حمام، دوش وضو، مسح، غسل، تطهیر، دستنماز، مس، تیمم آبمالی، غرغره، استبرا حمام، محل شستشو▼
زدایشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: کمیت یش، پاکسازی پالایش، تصفیه ◄ تقطیر▲ استحمام، پیرایش، اپیلاسیون آزادسازی غبارروبی
ظالمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات گو، ستمگر، ستمکار، ستمپیشه، بیدادگر، مستبد، غاصب استثمارگر، زالو، زالوصفت
سوء استفاده کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ل] سوء استفاده کردن، بد بهکار بردن بدرفتاری کردن، استثمارکردن، خون کسی را خوردن (مکیدن)، بهبازیچه گرفتن، اسباب دست کردن هم ازآخور و هم ازتو
استفادهکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ستفادهکردن، بهکار بردن، استعمال کردن، مصرف کردن، بهکارگرفتن چیزی، آزمودن ورزش دادن استثمار کردن اشغال کردن صرف کردن، خوردن یاری خواستن، پنا