استقلالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام دی عمل، آزادیانتخاب، استقلال رأی، حق تعیین سرنوشت، خودمختاری، خودکفایی، جدایی، خودگردانی، عدم تمرکز، نرمش
استدلالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال ال، تعقل، حجت آوردن، اثبات، حجت، برهان، استنتاج، قیاس، منطق، تعمیم اقامۀ دلیل (حجت) ادراک، شم تأیید، اثبات تعقل، تأمل، تفکر، اندیشیدن، است
استدلال کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فرآیند استدلال کردن، اثبات کردن، حجتآوردن، دلیل آوردن، بحث کردن▼، اندیشیدن
استقبال نکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ال نکردن، اخم کردن، سرزنشکردن، فاصله گرفتن بیتوجهی کردن، بیادب بودن، تنها گذاشتن
آزاد بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام د بودن، استقلال داشتن، اجازه داشتن، جای مانور داشتن، تنها عمل کردن، مستقل عمل کردن، اختیار داشتن، اراده کردن وادادن، ول گشتن، گستاخبودن
فقدان ارتباطفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رابطه فقدان ارتباط، مطلقیت، استقلال، آزادی دلبخواهی بودن، یکجانبه بودن دیمی بودن، الکی بودن، بیحساب و کتاب بودن انفراد، جدایی، گسیختگی، عدم اتحاد، تک بو
جداییاندازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب نداز، ایجادکنندۀ انشعاب، تفرقهانداز، انشعابی، جداکننده، انحصارطلب جدا، استقلال یافته
گوشهگیریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ی، انزوا، اعتزال، اعتکاف، گوشهنشینی، عدم تحرک، استقلال خلوت، تنهایی، عزلت، جدایی چلهنشینی رهبانیت، واتیکان خلوتگاه، نهانخانه، شبستان
تجردفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی تجرد، عزب بودن، مجردی، استقلال، اجتماعی نبودن دوشیزگی، باکرگی، بکارت، عصمت، خلوص، پاکدامنی بختش بسته (کور) بودن