عرففرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ، تجربه، عمل، آداب، آداب و رسوم، هنجار، ناموس، مدل، الگو، مُد نهاد مقررات، قانون، آیین، یاسا، ناموس، ضابطه، قاعده
نامتعارففرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ارف، کنارگذاشتهشده[عرف]، دور ازعرفوعادت، غریب، نامتداول، نامرسوم، نارایج، مهجور، نامرعی، گذشته موقوف، حرام آب نکشیده
آسانگیریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام گیری، ملایمت، ارفاق، آوانس، مدارا، نرمش، تحمل، مماشات، بیطرفی تساهل، تسامح، آزاداندیشی، آزادفکری، دمکراسی، آزادی، لیبرالیسم ترحم، دلس
مدارا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام را کردن، ملاحظه کردن، آسانگرفتن، نرمش نشان دادن، ارفاق کردن، امتیاز دادن، آوانس دادن، تخفیف دادن میانهرو بودن، ملایم شدن نوازش کردن
عفوفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی بخشش، بخشایش، جوانمردی، آمرزش، مغفرت، ارفاق، پوزش، تبرئه، حمایت، ترحم، دلسوزی، همدردی، صبر احسان، دهش گذشت، چشمپوشی، اغماض بخشودگی، غفر
بخشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی بخشودن، عفو کردن، گذشت کردن، بخشاییدن، امان دادن، آمرزیدن، فراموش کردن، ارفاق کردن، معاف کردن، کوتاه آمدن، مدارا کردن، ترحم کردن صبور بو