اقرارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت اعتراف، اذعان، پذیرش، قبول اقاریر، اعترافات افشا اقرارنامه انتقادپذیری
ادراکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکلگیری عقاید؛ عام ق، ملاحظه، علمبیواسطه، استنباط، شهود، بینش، دریافت، دید، بصیرت تعمق، درخود فرورفتن، مطالعه، پرسش مکاشفه، الهام، کشفوشهود، شَمّ، حس،
اقرار کردن (آوردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط دن (آوردن،دادن، داشتن)، اعتراف کردن، قبول کردن، پذیرفتن، پذیرا شدن تصدیق کردن زیر بار رفتن
دفع بدنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت دنی، تراوش، ادرار، تخلیۀروده استفراغ، تهوع، دلآشوبی، اُق(عُق)، قی، انقلاب، حالت دلبههمخوردگی و استفراغ آروغ، بادگلو سکسکه، عطسه، سرفه، آب دهان،
ترشحاتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت انسولین، آدرنالین، عرق، بزاق، تُف، خلط، خلط سینه، ادرار، بول، غایط، اوره، آب بینی اشک ◄ چشم
آزمایشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود آزمایش، آزمایش علمی، آزمایشتجربی، تجربه امتحان، سنجش، محک، تست، آزمون، آزمونه عیاربندی، عیارسنجی، گمانهزنی، نمونهبرداری ◄ نمونه وا
ذهنیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ عام ادراک، آبستره، اندیشۀ تجریدی، اندیشه، ایده روان، جان، روح گرایشات ذهنی، ذهنیتگرایی، مطلقگرایی، مطلقانگاری خودرأیی، پیشداوری روانشناسی انفراد
مجبور کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ادار کردن، واداشتن، برآن داشتن، ناچار کردن، تحمیل کردن، آوار کسی شدن، بار کردن، چیزی بارکسی کردن، چیزی بهناف ِکسی بستن، اجبار کردن کار