فلاکتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل ت، ادبار، مصیبت، نکبت، تیرهروزی، سیهروزی، گرفتاری سخت، بلا، رنج روز بد، فاجعه ورطه بلایا، بلیه
ویرانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت ، نابودی، هلاکت، تباهی، فنا، هلاک، نیستی، عدم، شکست، ادبار، فلاکت فروپاشی، انقلاب کشتیشکستگی، فروریزی، اضمحلال، زوال ناک آوت، ضربه
دانشمندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال شمند، عالِم، فاضل، ادیب، علامه، مجتهد، فقیه، فرزانه استاد، پروفسور، آموزگار دکتر، دبیر دانشجو، طلبه، شاگرد فارغالتحصیل حرفهای، متخصص ادبا
شرّفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ایدنیا و محیط، بدی، مفسده، قبح، تباه، پلیدی، زشتی، کثافت، فساد، خرابی، ضرر، گزند، عیب ظلم، ستم ◄ زور، اجحاف، بیعدالتی زهر، بلا، بلایایط
ناپاکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اکی، کثافت، چرک▼، نجاست، آلودگی، آلایش، فساد، عفونت پلیدی، شر بیعفتی ادبار، نادرستی آشغال، لجن، گنداب▼