احساسات گرمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ات گرم، صمیمیت، احساساتقلبی، تأثر شوروشوق، بیصبری، ناشکیبایی، مالیخولیا شوق، اشتیاق، غیرت، هواخواهی، حدت، حرارت، آتش، غلیان، تعصب وجد، بیهوشی،
احساسات نشان دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ان دادن، احساسات خود را نشان دادن، احساس خود را پنهان نکردن، رنگ باختن، قرمز شدن، لرزیدن، بهلرزش افتادن، احساساتی شدن، آتش گرفتن
دارای احساساتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ی احساسات، احساساتی، عاطفی، خونگرم، حساس، زودرنج، شهوانی، غمگین، سرزنده
برانگیزنده احساساتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ساسات، شکوهمند، باهیبت، مؤثر، مافوق تصور، احترام برانگیز، باحالت، گیرا، آتشبار، آتشزا، شورانگیز، اثرگذار
دارای احساساتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ی احساسات، احساساتی، عاطفی، خونگرم، حساس، زودرنج، شهوانی، غمگین، سرزنده
سست [کلام]فرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ست [کلام]، ضعیف، بیمزه، رُمانتیک، احساساتی، سانتیمانتال کمرنگ، ساده و بیپیرایه، رام خشک، بیحال، کسلکننده آشغالی، پس
مشتاقفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام غیور، باحرارت، پرشور، متعصب، پرجنبوجوش سودایی، خیالاتی، احساساتی، عاطفی، عاشقپیشه، تشنه، ملتهب
دمدمیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ، بوالهوس، بلهوس، متلون، هوسباز، تفننی، متفنن، بازیگوش، بیمسئولیت، سبکسر بیعار، بیعفت، بیوفا، خائن بیهدف، بیانگیزه، جبلی، بلاتکل
احساسات نشان دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عواطف عام ان دادن، احساسات خود را نشان دادن، احساس خود را پنهان نکردن، رنگ باختن، قرمز شدن، لرزیدن، بهلرزش افتادن، احساساتی شدن، آتش گرفتن