ارزانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ازل، معقول، مایهکاری، کمبها، کمخرج، مناسب، منصفانه، اقتصادی، اکونومی، پایین، کم، عاریه
ارزانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] ارزانی، کمبهایی، خریدارزان جنس حراجی، کالای دستدوم، قیمتحراجی معافیت جنس ارزان، عاریه
ارزان بودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی زان بودن، نازل بودن، اقتصادیبودن، صرفه داشتن، مفت بودن، راکد شدن، ازآسمان ریختن (باریدن)
ارزان کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ان کردن، توی سَر مال زدن دور ریختن، بهمال خود آتش زدن، آب کردن، چوب حراج زدن، فروختن
ارزانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] ارزانی، کمبهایی، خریدارزان جنس حراجی، کالای دستدوم، قیمتحراجی معافیت جنس ارزان، عاریه
نیکوکاری کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات بین فردی ن، احسان کردن، وجدانداشتن، خدمتگزار مردم بودن، کار عام المنفعه کردن، مُصلح بودن، رفورم کردن، عیادتکردن، از ضعفا عیادت کردن، نواختن، دستگ
متعلق بهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] متعلق به، مالِ، ازآنِ دراختیارِ، درتصرفِ مختص به وابسته به، مربوط به
دادهشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ه، رایگان، ارزان، ناقابل، دادنی، بخشیدنی اعطاشده، اهداشده، هدیهشده، اعطایی، اهدایی، واگذاری، واگذارشده، وقف، وقفشده، مبذول، مرحمتی مجاز نذ