اجارهدادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی دادن، کرایه دادن، رهن دادن، اجاره بهشرط تملیکدادن صلح کردن، بهارث گذاشتن ≠ کرایه کردن
روح احضار کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ل] روح احضار کردن، رموز را کشف کردن احوال غیب دانستن، ورق نانوشته خواندن
کانیهافرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی کانیها، مواد معدنی، معدنیات، مواد غیرآلی، املاح سنگ، سنگمعدن▼، صخره سنگ مرمر، سنگ آذرین، خارا، گرانیت، سنگ رسوبی، تراورتن، سنگپا، سنگ چخماق، آت
گوهرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ُر، جواهر، لؤلؤ، سنگ گرانبها، نگین مروارید (مرواری)، فیروزه، زمرد، یشم، عقیق، لعل، یاقوت، الماس، برلیان، اُپال، اتمی، احجارکریمه، کانیها مرج
اجارهدادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی دادن، کرایه دادن، رهن دادن، اجاره بهشرط تملیکدادن صلح کردن، بهارث گذاشتن ≠ کرایه کردن
روح احضار کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ل] روح احضار کردن، رموز را کشف کردن احوال غیب دانستن، ورق نانوشته خواندن
عدممالکیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ] عدممالکیت، اجاره، رهن بیملکی، ملک و آب نداشتن، خانهبهدوشی، فقر اشغال، غصب، ید غاصبانه تحصن، اعتصاب سکنا، سکونت، استقرار مالکیت عملی، ~