احتمالدادنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال دنی، باورکردنی، پذیرفتنی، قابلقبول، مسموع، معقول، موجه، منطقی راستنما، ظاهراً موجه، حقنما، سفسطهآمیز، غیرمنطقی
احتمال داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال احتمال داشتن، شانس داشتن، امکانداشتن، ممکن بودن احتمال رفتن، انتظار رفتن، شرایط مستعد بودن، دربرداشتن، گرایش داشتن
احتمال دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال دادن، فرض کردن، انتظارداشتن، اعتقاد داشتن، باور داشتن
احتمالاًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال ً، گویا، شاید، یحتمل، بهطوراحتمالی، بسا، احیاناً، بهاحتمال، بهاحتمال قوی، بلکه، لابد، احتمال دارد ظاهراً
محتملفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال تمل، احتمالی، مترقبه، شدنی، محتملالوقوع، طبیعی، قابلانتظار مستعد
آتیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان آتی، آینده، بعدی، آتیه مقرر، طبق برنامه، منتظره، موعود، مقدر، ازپیش تعیینشده، جبری قریبالوقوع، درراه، درشرف (وقوع) نزدیک، احتمالی، بالقوه، ممکن، م
موقعیتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام موقعیت جغرافیایی، موضع، موقع، محل، مقام، جایگاه، معرض، نشانی، آدرس، مکان، [ قرارگاه 187]، کجایی، جا، محل احتمالی، محل دقیق، نشانی دقیق نقطه، نقط
احتمال داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال احتمال داشتن، شانس داشتن، امکانداشتن، ممکن بودن احتمال رفتن، انتظار رفتن، شرایط مستعد بودن، دربرداشتن، گرایش داشتن