احتمال داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال احتمال داشتن، شانس داشتن، امکانداشتن، ممکن بودن احتمال رفتن، انتظار رفتن، شرایط مستعد بودن، دربرداشتن، گرایش داشتن
احتمال دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال دادن، فرض کردن، انتظارداشتن، اعتقاد داشتن، باور داشتن
احتمالدادنیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال دنی، باورکردنی، پذیرفتنی، قابلقبول، مسموع، معقول، موجه، منطقی راستنما، ظاهراً موجه، حقنما، سفسطهآمیز، غیرمنطقی
احتمالاًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال ً، گویا، شاید، یحتمل، بهطوراحتمالی، بسا، احیاناً، بهاحتمال، بهاحتمال قوی، بلکه، لابد، احتمال دارد ظاهراً
عدم احتمالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال دم احتمال، شک، تردید، عدمقطعیت، عدم امکان، عدم انتظار اتفاق نادر ◄ ندرت دروغ ◄ دروغگویی
احتمال داشتنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال احتمال داشتن، شانس داشتن، امکانداشتن، ممکن بودن احتمال رفتن، انتظار رفتن، شرایط مستعد بودن، دربرداشتن، گرایش داشتن
احتمالاًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال ً، گویا، شاید، یحتمل، بهطوراحتمالی، بسا، احیاناً، بهاحتمال، بهاحتمال قوی، بلکه، لابد، احتمال دارد ظاهراً
عدم احتمالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال دم احتمال، شک، تردید، عدمقطعیت، عدم امکان، عدم انتظار اتفاق نادر ◄ ندرت دروغ ◄ دروغگویی
محاسبۀ احتمالاتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت احتمالات، تئوری احتمالات، محاسبات اکچوری، احتمالات ریاضی، آمار بیمه، بیمۀ اتکایی بختآزمایی، لاتاری، قرعهکشی، شرطبندی، گرو، قمار، ارمغان بهزیستی ب
فرض کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اندیشۀ خلاق دن، احتمال دادن، انگاردن (انگاشتن)، پنداشتن، تلقیکردن، طور دیگری دانستن، اعتقاد داشتن، باور داشتن، دریافتن، نظر دادن، مسلّم گرفتن حدس زدن، گ