اجرافرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل نیل، ادا، ایفا، اقامه، ارتکاب، وصال، راه اندازی، فیصله، حلوفصل کنش، حرکت، کار انجامشده، فعل ایفای تعهدات، ادای وظایف، اتمام▲، موفقیت اقدام، م
اجرا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل انجام دادن▲، عمل کردن، آزمودن، کردن، اعمالکردن، بهاجرا درآوردن، بهنتیجه رساندن، موفق شدن بهجا آوردن، گزاردن، برپاداشتن، اقامه کردن
) اجردهندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات اجردهنده، تلافیکننده، پاداشدهنده، سخاوتآمیز، نظر بلند سودآور دارای ثواب، ثوابدار
شعائر را اجرا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ] شعائر را اجرا کردن، مناسک را بهجای آوردن، کفاره دادن حاجی شدن، زیارت کردن، احرام بستن (گرفتن)، اقامه بستن
اجرافرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل نیل، ادا، ایفا، اقامه، ارتکاب، وصال، راه اندازی، فیصله، حلوفصل کنش، حرکت، کار انجامشده، فعل ایفای تعهدات، ادای وظایف، اتمام▲، موفقیت اقدام، م
) اجردهندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات اجردهنده، تلافیکننده، پاداشدهنده، سخاوتآمیز، نظر بلند سودآور دارای ثواب، ثوابدار
شعائر را اجرا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ] شعائر را اجرا کردن، مناسک را بهجای آوردن، کفاره دادن حاجی شدن، زیارت کردن، احرام بستن (گرفتن)، اقامه بستن
مصالح ساختمانیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی نی، آجر، خشت، خشت خام، سنگ، موزاییک، بلوک، بلوک سیمانی، تیرچه بلوک، کاشی، سرامیک سفالگری ملاط، آهک، ساروج، آژند، سنگ، سیمان، بتون، بتونآرمه
پاداشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات ش، اجر، ثواب، مزد، جعل، جزای نیکی، جزا، سزا، پرداخت صله، عطیه، دستخوش، جایزه، تحسین، عنوان انعام، ناز ِشصت (شست)، حق شناسی، بخشش، اعطا، دهش مژد