امتناعفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص تناع، استنکاف، اِبا، عدمقبول، عدم انتخاب، ردّ، نفی انکار فقدان عرضه، خودداری از عرضه، عدم عرضه، خودداری رها نکردن، نگهداری عدم رعایت
ولیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت قیم، کفیل، ولیِ قهری اولیا، پدرومادر، والدین، بزرگترها، ابوین نیاکان، اجداد، [◄ سرآغاز 66]، پدران، آبا، گذشتگان، پیشینیان، اسلاف ◄ گذشته بزرگترین، م
پدرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت بابا، پاپا، اب، باب، والد، جد، نیا پدراندر، پدرخوانده پدرجد، پدربزرگ، شخص پیر آتا، اَبا، باباجی
خودداریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ت، امساک، قناعت، پرهیز، پرهیزگاری، امتناع، خودسانسوری، جلوگیری، اعتدال، اجتناب، عدم استفاده خودداری ازحرف زدن، طفره، فروگذاری، تقیه، کت