آژیر کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی آژیر کشیدن، هشدار دادن، آگاهانیدن، بوق زدن مضطربکردن، متوحشساختن، هراسان کردن، ترساندن، اعلان کردن
اخیراًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ً، بهتازگی، تازگی، تازگیها، تازه، آخرها، اواخر، آخرسری، آخریها، جدیداً اینسفر، اینبار، اینهفته، امسال، الآن
آژیر کشیدنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی آژیر کشیدن، هشدار دادن، آگاهانیدن، بوق زدن مضطربکردن، متوحشساختن، هراسان کردن، ترساندن، اعلان کردن
بلندی صدافرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ] بلندی صدا، رسایی، بلندی صدای بلند: رعد، صدای انفجار، سوت، آژیر، آلارم، زنگ، ناقوس، بام، غرش، ویژ بلندگو▼ جیغ، فریاد، بانگ، داد، پرخاش، نهیب، ه
دستگاه پخشصوتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی ه پخشصوت، ضبطصوت، گرامافون، گردانندۀ دیسک فشرده آلارم، آژیر، سایرسازها▼ استریو، اکو، اکولایزر کاست، نوار، صفحه، دیسک (لوح) فشرده، سیدی، کارتر
باهوشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال وش، سریعالانتقال، زیرک، هوشیار، اژیر، زرنگ، تندذهن، نابغه، دانا، فهیم، چیزفهم، هوشمند، بخرد، باذکاوت، داهی مکار، زیرک دارای سلامت عقل، فهم
علامت دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه دادن، باعلامت ابلاغ کردن، اطلاع دادن، آژیر کشیدن