آموزشدیدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال باسواد، بامعلومات، تحصیلکرده، درسخوانده، بافرهنگ، روشنفکر، فرهیخته، فهمیده، پرمایه، مایهدار توجیهشده، آموخته باصفت، باز، مدرسهرفته دانش
آموزشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ، تربیت، پرورش، هدایت، تدریس، مربیگری، تعلیم، تعلم، یادآوری، استادی آموزش مکاتبهای تأدیب، ادب، اصلاح القا، تلقین
آموزشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط آموزشی، تربیتی، دانشگاهی، مکاتبهای، مدرسهای مربوط به مدرسه فرهنگی، علمی آموزنده، موعظهآمیز آموختنی، آموزگار، عالمانه عمومی
آموختنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ن، یاد دادن، درس دادن، آموزش دادن، پروردن، پرورش دادن، تربیت کردن، ساختن، تعلیم دادن، استادی کردن
آموزگارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط زگار، معلم، مدرس، رایزن، مفسر، آخوند، روحانیت، دانا دبیر، استاد، استاد راهنما، ناظم، ناظمه، مدیر مدرسه استاد، عضو هیئت علمی، مدیرگروه، استادی
آموزشدیدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال باسواد، بامعلومات، تحصیلکرده، درسخوانده، بافرهنگ، روشنفکر، فرهیخته، فهمیده، پرمایه، مایهدار توجیهشده، آموخته باصفت، باز، مدرسهرفته دانش
آموزشفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ، تربیت، پرورش، هدایت، تدریس، مربیگری، تعلیم، تعلم، یادآوری، استادی آموزش مکاتبهای تأدیب، ادب، اصلاح القا، تلقین
آموزشیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط آموزشی، تربیتی، دانشگاهی، مکاتبهای، مدرسهای مربوط به مدرسه فرهنگی، علمی آموزنده، موعظهآمیز آموختنی، آموزگار، عالمانه عمومی
آموختنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط ن، یاد دادن، درس دادن، آموزش دادن، پروردن، پرورش دادن، تربیت کردن، ساختن، تعلیم دادن، استادی کردن
آموزگار مذهبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب بی، شارع، رسول، فرستاده، حواری، آموزگار مسائل دینی، میسیونر، مسئلهدان، مطوف، اصحاب (یارانپیغمبر)