اجزای خودرو: لوازم یدکیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت خودرو: لوازم یدکی، فرمان، دنده، پدال گاز موتور، شمع، پلاتین، دلکو، کویل، پیستون، سوپاپ، سیلندر، سرسیلندر، کاربُراتور، کاربرات، میللنگ، یاتاقان بدنه
آجیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کبار، تخمه، آلوآجیل، آجیل مشکلگشا، شور، شیرین تخمههندوانه، ژاپنی، تخمه کدو، خربزه، آفتابگردان تخمۀ انچوچک جوز، گردو، گردکان، بادام، فندق، پسته، ب
اجزای بدن حیوانات: پوزهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی حیوانات: پوزه، خرطوم، منقار، نیش، چنگال، چنگ، پنجه، بادکش، باله برانشی، آبشُش سُم، کوهان، یال، بخولق ◄ اسب نافه، اشبل (اشپل)، عاج، شاخ، سیرابی،
اجتنابفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی ، احتراز، حذر، دوری، اعراض، انصراف، عدول، روگردانی، تخطی، عصیان، سرپیچی تبرّا، تحاشی، کنارهگیری چشمپوشی، خودداری، پرهیز، امساک، قناعت، ریاض
آجیلفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کبار، تخمه، آلوآجیل، آجیل مشکلگشا، شور، شیرین تخمههندوانه، ژاپنی، تخمه کدو، خربزه، آفتابگردان تخمۀ انچوچک جوز، گردو، گردکان، بادام، فندق، پسته، ب
اجتنابکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی کردن، دوری کردن، روگردانبودن، روی گردانیدن، احتراز کردن، حذر کردن، دوری جستن، نادیده گرفتن، طرف دیگررانگاه کردن، غیراجتماعی بودن، فاصله گرفت
اجرافرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل نیل، ادا، ایفا، اقامه، ارتکاب، وصال، راه اندازی، فیصله، حلوفصل کنش، حرکت، کار انجامشده، فعل ایفای تعهدات، ادای وظایف، اتمام▲، موفقیت اقدام، م
اجرا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ عمل انجام دادن▲، عمل کردن، آزمودن، کردن، اعمالکردن، بهاجرا درآوردن، بهنتیجه رساندن، موفق شدن بهجا آوردن، گزاردن، برپاداشتن، اقامه کردن
اجبارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی عام ار، اضطرار، اکراه، ضرورت، ناچاری، ناعلاجی، جبر، فقدان انتخاب اعمال نظر، اعمالِنفوذ، تحمیل، الزام، تلقین، حق وتو قانونطبیعت، بلایای طبی