جعبۀ کوچکفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام چک، کارتن، قوطی، حلبی، کپسول، پوکه نمکدان، سرمهدان، انفیهدان جعبه کبریت پاکت (سیگار)، بسته، جعبۀ مقوایی، جعبۀ پلاستیکی کاردکس کپسول گاز یخدان،
جعبهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام ی، مکعب، بسته، کارتن، صندوق، کپسول، جعبۀ کوچک▼ گاوصندوق، قلک، خزانه اتاقک، خانۀ کوچک چمدان، کیف▼ تابوت، کفن کشو، جامیزی، بایگانی صندوق عقب اتومب
عبادت کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب یایش کردن، نمازگزاردن، ذکر کردن، تسبیح انداختن، احیا گرفتن (داشتن)، طاعت بهجا آوردن، بهجاآوردن، برپاداشتن، اقامه کردن، گزاردن، فرایض دینی را ادا ک
مراسم عبادیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مذهب ی، مراسم مذهبی، شعائر، عبادات، اعمال، آداب، آیین، شکرگزاری، تشکر آستانبوسی، زیارت، آیین ارکان، عمل تقدیس، تطهیر