ارزیابی کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شرایط و عَمَلِ شهود ی کردن، قیمت گذاشتن، تخمین زدن، برآورد کردن، حدس زدن
ارزشمندفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ، قیمتی، نفیس، فاخر، سلطنتی، نادر، گرانمایه، ارزنده، نازنین، باارزش، بهادار، پُرمایه، مغتنم، پرارزش، مرغوب [عمل و صفات انسانی:] ارزنده
ارزندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی گرانمایه، نازنین، ارزشمند، نادر، نادره استثنایی، ممتاز▲، درجهیک، تَرازاول ◄ اعلا [محیطانسان:] ارزشمند
ارزانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ازل، معقول، مایهکاری، کمبها، کمخرج، مناسب، منصفانه، اقتصادی، اکونومی، پایین، کم، عاریه