اهالی بومیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: فضای عام بومی، ساکنان اولیه، عشایر، ایلات بومی، محلی، اهل، بلد، بیاباننشین، بدوی، چادرنشین، ایلیاتی، ایلی، کوچکننده قوم، اقلیت، قبیله، ایل، طایفه، سبط،
خواهانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: ارادۀ اجتماعی - خاص اهان، شاکی، عرضحالدهنده، مدعی، عارض، متظلم، طرفِ دعوی اربابرجوع آگهیدهنده، مشتری، شرکتکنندهدرمناقصه خواستگار، نامزد گروه فشار، م