57 مدخل
خوراکی، خوراک، خوردنی، خورش، شیلان، غذا، قوت، مائده، نان ≠ آب، نوشیدنی، شراب
غذا دادن، خوراک دادن، تغذیه کردن، اطعام کردن
۱. اطاعت، پیروی، فرمانبری، فرمانبرداری ۲. رغبت، میل ≠ کره
کوه طور
چسان، چگونه، به چهنحو، به چه طریق