مزدورفرهنگ مترادف و متضاد۱. اجیر، جیرهخوار، خودفروخته، عامل، مزدبگیر، مواجببگیر، ۲. عمله، فعله، کارگر ≠ بیکار ۳. سپاهی، سرباز، لشکری
رمزفرهنگ مترادف و متضاد۱. استعاره، اشاره، ایما، سمبل، کنایه، نکته، نماد، نمون ۲. راز، سر ۳. فن، قلق، لم