320 مدخل
پرتوک، کورسو، نورضعیف
۱. از رورفتن، بور شدن، خیت شدن ۲. از میدان به دررفتن ۳. تحقیر شدن
۱. از میدان به در بردن ۲. تحقیر کردن
کورسو زدن، تابیدن (نور ضعیف)، سوسو کردن
۱. قرتی ۲. خودآرا ۳. زنصفت