قطعفرهنگ مترادف و متضاد۱. انقطاع، برش، جدایی، فک ۲. بریده، جدا، گسسته، گسیخته ۳. بریدن، گسستن، گسیختن ۴. بریدگی، گسیختگی ۵. قطعه ۶. اندازه، قالب ۷. یقین ≠ وصل
طوقفرهنگ مترادف و متضاد۱. بند، پرگر، چنبر، قلاده، قید، ۲. گردنبند ۳. خط دور گردن پرندگان ۴. حلقه، لبه، رینگ چرخ ۵. ترنج ۶. سیاهی، کبودی (زیر پلک)