خلوت گزیدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. خلوتنشینی کردن، منزوی شدن، معتکف شدن ۲. دوری گزیدن، تنهایی اختیار کردن
خلوتفرهنگ مترادف و متضاد۱. اعتزال، اعتکاف، انزوا، دوریگزینی، تنهایی، گوشهنشینی ≠ جلوت ۲. زاویه، گوشه ۳. دنج، بیسروصدا ۴. باطن ≠ ظاهر ۵. خالی از اغیار ۶. فرصت مناسب، مجال ۷. خالی