17 مدخل
ایمن، بری، حفظشده، درامان، محفوظ، نگاهداشته
حفظ کردن، نگاه داشتن، ایمن داشتن، نگهداری کردن، مصون کردن
مصونیتیافتن، مصونیت پیدا کردن، ایمن شدن، مصونگشتن
درامانماندن، محفوظ ماندن، ایمن بودن
۱. ساختگی، قلابی، مجعول ۲. ساخته، ساختهشده