5 مدخل
فیضبردن، برخوردار شدن، بهرهمند شدن
برخوردار شدن، بهرهمند شدن، منتفع گشتن، سودبردن، بهره گرفتن
۱. فیضبر، فیضبرنده، مستفید ۲. برخوردار، بهرهگیر، بهرهور
بهرهمند کردن، برخوردار کردن، فیض رساندن
برخوردار، بهرهمند، بهرهور، بهرهیاب، متمتع، منتفع