2 مدخل
۱. حالتتقارن، همزمان ۲. پیوسته، متصل ۳. قرین، نزدیک، همدم، یار
۱. همزمان شدن ۲. پیوستن، متصل شدن ۳. قرینشدن، همراه گشتن