3 مدخل
خدشهدار، خراشیده، معیوب، دستخورده ≠ بیعیب، سالم
۱. خدشهدار کردن ۲. دستکاری کردن ۳. خراشیدن
آقا، ارباب، خداوندگار، خواجه، سرور، فرمانروا، کارفرما ≠ خادم