7 مدخل
آکنده، انباشته، پر، سرشار، لبالب، لبریز، مشبع، مشحون، ممتلی ≠ تهی، خالی
خستهکننده، کسالتبار، کسالتزا، ملالآور، ملالانگیز، ملالتبار ≠ نشاطآور
برده، بنده، زرخرید، عبد، غلام ≠ ارباب، مالک
اقلیم، سرزمین، قلمرو، کشور، ولایت
پرشدن، لبریز شدن، لبالب شدن، سرشار شدن، آکنده شدن، ممتلی شدن
پر کردن، لبریز کردن، لبالب کردن، سرشار کردن، آکندن، ممتلی کردن