26 فرهنگ
2 مدخل
همه
دیکشنری
مترادف
طیفی
آزاد
+
همه
دقیق
مشابه
آوا
متن
آغاز
قافیه
جستوجوی مشابه غلط تایپی
متصدی
فرهنگ مترادف و متضاد
سرپرست، مامور، مسئول، گماشته، عهدهدار
متصدی شدن
فرهنگ مترادف و متضاد
۱. عهدهدار شدن، به عهده گرفتن ۲. گماشتهشدن