3 مدخل
آماده، تهیه، حاضر، سازمند، فراهم، مستعد، معد، بسیجیده ≠ نامهیا
۱. آمادهشدن، حاضر شدن، کمر بستن ۲. تهیه شدن
اماده کردن، حاضر کردن، تهیه کردن، ساز کردن