587 مدخل
بلوند ≠ موسیاه، گندمگون
وادارشدن، ملزم شدن، ناگزیر شدن، اجبار شدن
وادار کردن، ملزم کردن، اجبار کردن، ناگزیر کردن
بیاختیار، مقید، ملزم، ناچار، ناگزیر، وادار ≠ آزاد، مختار، مخیر
۱. اجباری، جبری ۲. مجبور