387 مدخل
آغشتهبهخون، خونآلوده، غرقهبهخون، خونی، خونین
فلاکتبار، مفلوکانه، منحوس، نکبتبار
آغشتن، آلودهکردن، کثیفکردن، ملوثکردن ≠ پالودن
۱. احمق، دنگ، کانا، کودن، نادان ۲. بدقواره، بیهیکل، قناس
بخشیدن، دادن، واگذار کردن، مبذول کردن