منقولفرهنگ مترادف و متضاد۱. جابهجاکردنی، انتقالپذیر، قابلحمل ≠ غیرمنقول ۲. بازگو، روایت، نقل ۳. نقلشده، روایتشده، مروی ۴. نقلی ≠ عقلی، معقول
چلمنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیحال، بیدستوپا، دستوپاچلفتی، سست، سستعنصر، نالایق ≠ زبروزرنگ ۲. ابله، بله، پخمه، کمعقل، کانا ≠ باهوش، عاقل