بیرنگیفرهنگ مترادف و متضاد۱. یکرنگی، اخلاص، صمیمیت ۲. صداقت ۳. بیریایی، بیتزویری ۴. فاقد رنگ، بیرنگ ( بودن)
بیرون آمدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. خارجشدن، خارج گشتن، ظاهر شدن ۲. روییدن، سرزدن ≠ خشکیدن ۳. خروج کردن، شورش کردن، شوریدن ۴. سرکشی کردن
بیرون کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بیرونراندن، دفع کردن ۲. اخراج کردن، طرد کردن ۳. منفصل از خدمت کردن ۴. مستثنا کردن